آنکه تو را گرم کند سرد مباش بر آنکه تو را شفا دهد درد مباش…چيزي به جهان به زجوانمردي نيست رسواي زمانه باش و نامرد مباش
پيدا كردن دوستان واقعي سخت، ترك كردنشان مشكل و فراموش كردنشان غير ممكن است
وقتي خداوند شما را به لبه پرتگاهي هدايت كرد، كاملا به او اعتماد كنيد. چون يكي از اين دو اتفاق خواهد افتاد: او شما را ميگيرد اگر بيفتيد يا اينكه يادتان ميدهد چگونه پرواز كنيد
فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند
آسمان را ستاره زيبا مي كند باغ را گل عشق را محبت چشم را اشك و تو را عمل دماغت
تركه با خانومش ميره پيش دكتر. ميگه: آقاي دكتر من يه مشكلي دارم، روم نميشه بگم. دكتره ميگه: عزيزم بگو، مسئله اي نيست. تركه ميگه: آقاي دكتر من بلد نيستم با خانمم ازون روابط برقرار كنم! دكتره ميگه: بابا اين كه كاري نداره، خوب خانوم ميخوابند زير، شما ميخوابي رو، بعد هم شما آالت تناسليت رو ميكني تو آلت تناسلي خانوم. تركه ميگه: آقاي دكتر من اين چيزا رو نميفهمم. اگه ميشه شما يه بار اينكارو انجام بديد، من ببينم ياد بگيرم. دكتره ميگه: باشه و زنه رو ميخوابونه ر
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 23:40  توسط وحـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــد
|
قزوينيه تو صف نون وايي بوده که شاطر ميگه نون تموم شد همه داشتن ميرفتن که قزوينيه ميگه نون تموم شده چرا صفو به هم ميزنيد
چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگری ببينی و هزار بار در خودت بشکنی و آن وقت آرام زير لبت بگويی: گل من باغچه ی نو مبارک
زندگی آب راهايی است به نام وفا... ميريزد به جويی به نام صفا... ميرود به رودی به نام عشق... ميرسد به دريايی به نام وداع...
ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 17:17  توسط وحـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــد
|
قزوينيه تو صف نون وايي بوده که شاطر ميگه نون تموم شد همه داشتن ميرفتن که قزوينيه ميگه نون تموم شده چرا صفو به هم ميزنيد
چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگری ببينی و هزار بار در خودت بشکنی و آن وقت آرام زير لبت بگويی: گل من باغچه ی نو مبارک
زندگی آب راهايی است به نام وفا... ميريزد به جويی به نام صفا... ميرود به رودی به نام عشق... ميرسد به دريايی به نام وداع...
ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 17:17  توسط وحـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــد
|
پروكوپيوس" مورخ رومي متولد فلسطين در يادداشتهاي روزانه خود ، در ذيل روزي كه بعدا باتطبيق تقويم ها معلوم شده دوم فوريه سال 553 ميلادي است نوشته است : امروز نسخه اصلي تاريخي را كه نوشته ام و عنوانش را " جنگها " قرار داده ام به امپراتور " ژوستي ني ان " دادم . پس از مروري كوتاه گفت : گرچه به سود ما ــ روميان ــ نيست و باعث تزلزل روحيه مي شود ، اما جا داشت كه مي نوشتي كه " ژوستي ني ان " عقيده دارد كه در خون پارسيان (سربازان ايراني ) يك ماده اختصاصي وجود دارد كه باعث مي شود ترس نداشته باشند ، بي باك و مغرور باشند و تسليم نشوند . اگر هم احيانا اسير شوند ، برخلاف سربازان ساير ملل در
تو اين زمونه ....... سيستم گرونه ........ همه ميخوان کانکت بشن ، اما چگونه ؟ ........ رفته محبت ، هک شده عادت ، کجا "بي اف" ، کجا "جي اف" ، کجا يه همدم ؟ .......... گلي تو دنيا ، لگين نميشه ، دنيا رو سرچش بکني ، پيدا نميشه ........ حالا واي واي ، واي واي واي
عجايب 7 گانه ايران : 1. رشتي با غيرت 2. ترك بي خريت 3. اصفهاني بي منت 4. تهروني با معرفت 5. يزديه با شهامت 6. لر با شخصيت 7. عرب با تربيت
يه قورباغه با يه طوطي ازدواج ميكنه بچه شون ميشه قوطی
پسره از باباش ميپرسه بابا فرق حادثه با بدبختي چيه ؟ ميگه پسرم فكر كن ما رفتيم شمال يه موج بزرگ مياد مادرتو ميبره تو دريا، به اين ميگن حادثه. حالا اگه يكي پيدا شه مادرتو نجات بده بهش ميگن بدبختي
به تركه ميگن با (بند-دهان-عشق) شعر بگو ميگه : چو بند كرست با دهان باز شد – يا علي گفتيم و عشق آغاز شد
ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است
يه روز يه تركه يه لوبيا میگيره دستش ميگه: ياد تو در دل من طوفان به پا میكنه!؟
به تركه ميگن انقدر جوك در موردتون ساختن ناراحت نميشي تركه ميگه نه همش خاطرس
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 18:53  توسط وحـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــد
|
ترکه از کیوسک تلفن میاد بیرون بهش میگن سالمه؟! میگه آره،فقط آفتابه نداره.
تركه هميشه لباس مشكي مي پوشيده. دوستاش ميگن چرا هميشه مشكي مي پوشي؟ تركه ميگه : آخه من ختم روزگارم
رشتيه ميره خونه ميبينه برادرش خوابيده روي زنش بهش ميگه پاشو كره خر اداي منو درنيار
عزرائيل ميره جون قزويني يه را بگيره، قزويني يه ميگه : قربونت بيزحمت دولا شين اون وصيت من رو از زير قالي بدين به من!!!
زندگي گل زرداي است به نام غم مر واريد غلطاني است به نام اشک ايينه اي شکسته است بنام دل فرياد در گلوله مان ده ايست به نام مرگ
چطور یک دانشجو می تواند درسهایش را پاس کند وقتی که ... یک دانشجوی با استعداد!! معتقد است در 365 روز سال ، روزی برای درس خواندن وجود ندارد ، البته برای خود دلایلی هم دارد که با هم میخوانیم :
• هر سال 52 جمعه دارد. واضح و مبرهن است که جمعه ها برای استراحت هستند. روزهای باقیمانده سال: 313 روز • 50 روز تعطیلات تابستانی داریم که هوا بسیار گرم و درس خواندن طاقت فرساست .روزهای باقیمامده سال:263 روز • 8 ساعت در روز می خوابیم که درسال می شود 122روز. روزهای باقیمانده سال: 141 روز • 1 ساعت در روز برای ورزش وبازی که البته برای سلامتی مفید است یعنی 15 روز در سال . روزهای باقیمانده سال: 126 روز
• 2 ساعت در روز برای غذا خوردن و ریزه خواری!یعنی 30 روز در سال.روزهای باقیمانده سال: 96 روز • 1ساعت در روز برای صحبت.چون انسان موجودی اجتماعی است .یعنی 15 روز در سال.روزهای باقیمانده سال:81 روز • در سال حداقل 35 روز امتحان برگزار می شود ، روزهای باقیمانده سال:46 روز • 40 روز تعطیلات رسمی و زمستانی داریم ، روزهای باقیمانده سال: 6 روز • حداقل 3 روز برای امکان ابتلا به بیماری!!! روزهای باقیمانده سال:3 روز • حداقل 2روز برای دیدن فیلم و گردش و تفزیحات دیگر. روزهای باقیمانده سال:1 روز • آن یک روز هم روز توّلد شماست. چطور می توانید آن روز در
پدر مادر و خواهر علي دايي رسما اعلام کردن بازي ايران مکزيک به ما هيچ ربطي نداره .علي خودش زن داره
تو را گم ميکنم هر روز و پيدا ميکنم هر شب بدينسان خواب ها را زيبا ميکنم هر شب دلم فرياد ميخواهد ولي در گوشه اي تنها که بي آزار با ديوار نجوا ميکنم هر شب کجا دنبال عشق ميگردي؟؟؟؟؟ که من اين واژه را تا صبح معنا ميکنم هر شب......
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 0:10  توسط وحـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــد
|
عشق يعني فوتبال... اگه يه نفر وارد عشق دو نفر بشه، آفسايد ميشه. اگه يه نفر به ديگري توهين كنه، خطا ميشه، كارت زرد ميگيره! اگه يه نفر به ديگري خيانت كنه، كارت قرمز ميگيره، بايد از بازي بره بيرون!!! دو نيمه هم داره: يك نيمه پسره، يك نيمه دختره
ترکه داشته نصف شب توي جاده با اتوبوس رانندگي ميکرده, يهو يه ماشين از جلوش با سرعت مياد. هرچي ترمز ميکنه , نميگيره. زود ميره شاگردش رو از خواب بيدار ميکنه ميگه: اصغر , اصغر, پاشو ببين عجب تصادفي !!!
کداميک يک تيم اسپانيايی است؟ الف) اتلتيکو بيل بااو ب) اتلتيکو کلنگ با من ج) اتلتيکو خاک انداز هم با من د) اتلتيکو! پس تو چه غلطی می کنی؟
مواظب افکارتان باشيد ، که آنها گفتار شما مي شوند ... :: مواظب گفتارتان باشيد ، که آنها تبديل به اعمالتان مي شوند ... :: مواظب اعمالتان باشيد ، که آنها تبديل به عادت هايتان مي شوند ... :: مواظب عادت هايتان باشيد ، که آنها تبديل به شخصيت شما مي شوند
به تو فکر مي کنم عاشقان در اين دنيا کاري نمي کنند مگر اينکه ميان صخره ها بنشيند و به پژواک صداي عاشقانه خود گوش دهند صدايي که مي گويد : آيا تو هم به من فکر مي کني ، همان قدر که من به تو فکر مي کنم
سلام گل من ! از احوال پائيزيت چه خبر ؟! نکنه اشک به اون نگاه صدفيت نشسته باشه ؟! نکنه که يه وقت دور از چشم من يه دل ديگه جرأت کرده باشه قدم به صحن مقدس دلت بذاره ؟! اميدوارم که اينطور نشده باشه چون دل من همون دل پر از عطر بنفشه قديمي تورو مي خواد که توي هر کدوم از گنجه هاش فقط آيينه نگاه من آويزون باشه
تفاوتهاي خون و اشک 1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه . 2.خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد. 3.خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه. 4.جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه. 5.خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال شادي واز رو خوشيه
یکی بود ٬ یکی نبود ... اون که بود تو بودی ٬ اون که تو قلب تو نبود من بودم ... یکی داشت ٬ یکی نداشت ... اون که داشت تو بودی ٬ اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم ... یکی خواست ٬ یکی نخواست ... اون که خواست تو بودی ٬ اون که نخواست از تو جدا بشه من بودم ...
یه روزیه گاوه میره کلاس زبان وقتی ازکلاس میادبیرون به جای مااااا مااااا میگه weee weee
عربه بچش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره ابدوالواحد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 23:53  توسط وحـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــد
|
ا 1. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!!
2.حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن
3.اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن!
4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن!
5.همه خوشکل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش)
5. از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن
6.همیشه می گویند من برات با ارزشم یا زندگیت !!
7.اگه دوسم داری گرون ترین عطرو برام بخر.
8.مثل عوارضی می مونند باید همیشه ازشون برگه عبور بگیری
(زنگ یا SMS بزن کجا میری با کی میری کی برمی گردی)
9.شعاره دخترها ! شما پسرها همتون مثله همین ایشششش !
10.اگه یه موجودیم باشه که ازش نفرت داشته باشن اونم Mr YahoO هستش!!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 14:52  توسط وحـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــد
|
گرگه ميره دم در خونه شنگول و منگول ميگه منم منم مادرتون زود باشين در رو باز کنين. شنگول ميگه غلط کردي ما آيفون تصويري داريم
يه خروسه با زنش داشتند از جلوي يه مغازه مرغ فروشي رد ميشدند خروسه به مرغه مي گه:خانوم مي خوام تو خونه اين طوري برام بگردي
مرد دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد. زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد! مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد. زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود
زندگي گل زرداي است به نام غم مر واريد غلطاني است به نام اشک ايينه اي شکسته است بنام دل فرياد در گلوله مان ده ايست به نام مرگ
روش دفع انگل : 3 روز چاي و بيسکويت مي خوري روز چهارم فقط چاي. کرمه مياد بيرون ميگه: پس بيسکويت کو؟
امام خميني ( ره ) فرمودند : من ورزشكار نيستم ولي خيلي چست و چابكم )
منابع آشکار و پنهان انواع و نحوه استعمال برخی از این بیست چادر را اعلام کردند: چادر عربی، برای بانوانی که می خواهند ماهیت ایرانی خودشان را حفظ کنند. چادر آستین بلند برای بانوان عضو نیروی انتظامی که می خواهند ضمن حفظ حجاب خودشان حجاب دیگران را هم محکم حفظ کنند. چادر پاچه گشاد، برای بانوانی که هم می خواهند تیپ بزنند و هم با استکبار مبارزه کنند و هم از حق مسلم خود دفاع کنند. چادر آستین حلقه، برای مصرف داخلی خانمهایی که می خواهند در داخل خانه هم حجاب شان را حف
چادر آستین حلقه، برای مصرف داخلی خانمهایی که می خواهند در داخل خانه هم حجاب شان را حفظ کنند، هم شوهرشان را. چادر یقه اسکی، برای خانمهایی که در هنگام سخنرانی از دو دستشان استفاده می کنند و می خواهند چادرشان هم باز نشود. چادر پاچه کوتاه، برای خواهرانی که به تازگی با اسلام ناب محمدی آشنا شده یا به تازگی قصد کنار گذاشتن آنرا دارند. به زودی سایر چادرها و مانتوها برای مصرف بانوان وطن معرفی می شوند...
ترکه ميره جزيره آدمخوارا ميگيرنش ميندازن تو ديگ . ميگه : ميخواين چکار کنين؟! ميگن : ما آدمخواريم ميخوايم بخوريمت! ترکه جواب ميده : چيه حالا که بخور بخوره ما آدم شديم؟
روزي بود روزگاري نداشت جنگلي بود كه درخت نداشت در اين جنگل شكارچي بود كه تفنگ نداشت روزي اين شكارچي باتفنگي كه فشنگ نداشت اهويي شكار كرد كه سر نداشت وانرا در كيسه اي انداخت كه ته نداشت اين شعر شاعري داشت كه اسم نداشت درسته سروته نداشت اما ارزش سر كار گذاشتن روداشت
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 22:57  توسط وحـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــد
|
■ هيچي نخوردين!
مهمان جايي هستي كه با صاحبخانه تعارف داري. آب و گل ايراني هم كه با تعارف سرشته شده است. نهار يا شام ميآورند. صاحبخانه سر سفره مرتب «بفرما» ميزند و تو رو خدا تعارف نكنين... تورو خدا بكشين... و آنقدر به مهمان بيچاره فشار ميآورند كه او هم مجبور است با دهان پر و چهرهاي شرمگين مرتب بگويد: نه به خدا تعارف نميكنم... دستتون درد نكنه... زحمت كشيدين... و خلاصه از اين تعارفات مرسوم.
رسم مهماننوازي و ادب خوب است ولي گاهي بعضي كاري ميكنند كه نميگذارند مهمان بيچاره غذايش را باب طبع و ميل و اندازهي خودش بخورد و احساس اين كه به لقمهات نگاه ميكنند و در حال سنجش كميت غذايي كه ميخوري هستند، خودش به اندازه كافي ناخوشايند است!
■ نخير اول شما بفرماييد!
يك نفر آمارگر بيكار بايد ميزان وقتي را كه سالانه ايرانيان در چهارچوب درها براي تعارف به يكديگر تلف ميكنند محاسبه كند. افرادي كه دستهجمعي در چهارچوب درها ميايستند و مرتب مشغول تعارف به يكديگر هستند و اصرار و انكار از دو طرف كه: نخير اول شما بفرماييد... امكان نداره... استدعا ميكنم... نخير... تمنا ميكنم.. شما بفرماييد... دست راست سنته... بعد همانها را بايد هنگام سوار شدن به تاكسي يا اتوبوس ديد كه چه سبقتي از همديگر ميگيرند! پيش از اين مطلبي در اين مورد همينجا آمده بود.
■ در پناه تو!
بعضيها هنگام عبور همزمان با ديگران از عرض خيابان، خودشان را در پناه آنها قرار ميدهند و عبورشان هنگام نزديك شدن ماشين را با آنها تنظيم ميكنند!
■ تصرف
بعضي ديگر وقتي به طور دستهجمعي يا چند نفري به همديگر در خيابان ميرسند بدون توجه به محل عبور ديگران همان وسط پيادهرو بناي گپ و گفتگو را ميگذارند
■ سنگ مفت!
برخيها وقتي مهماني يا جاي عمومي نظير هتل و سمينار و اماكني از اين قبيل هستند، در مصرف آب و برق و غذا خودشان را ميكشند! وقتي در مورد صرفهجويي و اسراف بحث ميشود صرفهجويي را در مورد خودشان و خانهي خودشان روا ميدانند ولي پايشان جايي برسد كه مهمان آنجا باشند از رها كردن شير آب و دوش گرفتن هر ساعته و اسراف در همهي چيزهايي كه «مفت» به نظر ميرسد و براي آنان ضرري ندارد، ابايي ندارند
■ خيلي خوش اومدين
مهمانهاي آخر شب كه ميروند جيغ و داد بچهها و فريادهاي بلند صاحبخانه كه رسم ادب را در بدرقه مهمان به جا ميآورد و صداي به هم خوردن درها و و سر و صداي ماشينها و بوق و ونگ بچهي خانواده مهمان كه خوابش ميآيد و نصف حرفهايي كه مانده و دم درها باز هم گفتمان اين مهماني پايان نيافته و قهقهه بلند طرفين و قرار و مدارهايي كه هنوز تمام نشده و تازه يادشان ميافتد و...
■ از فرط مسلماني!
گوشخراشترين و ضددينترين مراسم عبادي كه آدمها را از اسلام بيزار ميكند صداي نخراشيده مؤذني بدصداست كه رونق مسلماني ميبرد و انگار نكير و منكر مجبورش كردهاند كه اذان بدين نمط بخواند و نوحهخوانان و دستههايي كه به يكباره مثل لشكر ياجوج و ماجوج چند شبانه روز در ايام خاصي در محلات خيمه ميزنند و صداي سنج و طبل و فرياد و نعرههايي كه به مدد تكنولوژي باندها و آمپليفايرها بيشتر سوهان روح و زائل كننده ايمان است تا ثواب و اجر اخروي و سيدالشهدا را هم شرمندهي اين آزار خلايق به نام او ميكند و بلندگوهاي بزرگ مساجد داخل محلات كه مستقيماً با گوشخراشترين صوت ممكن در مواقع سخنراني و فاتحهخواني به طرف خانهي همسايههاي بيچاره و سلولهاي عصبي آنان نشانه رفته و موجب زوال ايمانشان ميشود و كسي هم جرأت ندارد از فرط مسلماني تذكر دهد كه مبادا...
■ زندگي بوقي
اول از هر چيز كه معرفي كردن خود بعد از تلفن زدن نزد بسياري از ما ايرانيان چيز بعيدي است و كسي كه به او تلفن زدهاند بايد مرتب بپرسد: شما!؟ شايد به دليل روحيهي عمومي مخفيكاري ما باشد. يا برايت پيغام گذاشتهاند كه يك نفر زنگ زد. كي بود؟... گفت خودش ميدونه! خب مرد حسابي من فلاني هستم و با فلانكس كار دارم و اين پيغام را داشتم
■ زندگي بوقي
ميگويند اگر دست ايتالياييها را ببندي ديگر نميتوانند صحبت كنند. بعضي نيز اگر بوق ماشينشان را برداري نميتوانند رانندگي كنند. با بوق سلام ميكنند، با بوق خداحافظي ميكنند، با بوق عروسي ميگيرند، با بوق فحش ميدهند، با بوق صدا ميزنند، و خلاصه يك زندگي بوقي دارند براي خودشان. برخي از اينها اگرچه در مواقعي ضرورت است اما اينجا منظور آنهايي است كه انگار پلاتين بوقشان چسبيده و در بدترين حالتها يعني ترافيك مركز شهر كه زمان اوج عصبيت آدمهاست به جاي حفظ آرامش، اين دست لاكردارشان را از روي آن بوق لعنتي برنميدارند! شهرهاي ما مملو از آلودگي صوتي است كه عصبيت و بيماريهاي رواني بسياري ايجاد ميكند و متاسفانه فرهنگ بعضيها نيز در حدي نيست كه بشود دوستانه به او تذكر داد.
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 23:59  توسط وحـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــد
|
تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه:1648192 متر مكعب! ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش
تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟
امام بابك(ع) آنهاي كه باتو خنديده اندممكن است تورا فراموش كنند ولي آنهاي كه باتو گريه كرده اند هركز تورا از ياد نخواهند برد
بی شتاب اما بی قرار باش. (گوته) کوتاهترین فاصله میان دو نفر خنده است.(ویکتور برج) فرسوده شدن بهتر از زنگ زدگی است.(جرج وایتفیلد) متضاد کلمه حرف زدن منتظر ماندن است نه شنیدن.(لبوویتس) در دنیا هیچ چیز قطعی نیست مگر مرگ و مالیات.(بنجامین فرانکلین) عشق فرزانگی ابلهان و دیوانگی عاقلان است.(سامیوِِیل جانسون) در جهان هیچ چیز ثباتی ندارد مگر بی ثباتی.(جاناتان سویفت) گريستم چون کفش نداشتم، تا اينکه مردي را ديدم که پا نداشت
تركه مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه
بار 1 تركه ادعاي پيامبري ميكنه بهش ميگن خوب اسم كتابت چيه ميگه كتاب ندارم جزوه ميدم بنويسيد
مرد دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد. زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد! مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد. زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود
يچاره دخترا اگه خوشگل باشند ميگن عجب جيگريه ! اگه زشت باشه ميگن کي اينو ميگيره ! اگه تپل باشن ميگن چه گوشتيه ! اگه معدبانه حرف بزنن ميگن چه لفظ قلم صحبت ميکنه ! اگه رک و راست باشن ميگن چه بي حيا ! اگه يه خورده فکر کنن ميگن چه قدر ناز ميکنه ! اگه فري جواب بدان ميگن منتظر بودا !!!
خنده آدم ها هميشه از دلخوشي نيست . گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست . کاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم ميياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره
هر زمان كه احساس تنهايي كردي دستهايت را باز كن، سرت را بالا بگير، يك نفس عميق بكش، چشمهايت را باز كن و رو به آسمان نگاه كن و ببين: «از اون بالا كفتر ميآيد / يك دانه دختر ميآيد!»
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 14:48  توسط وحـــــــــــــــــــــیـــــــــــــــد
|